
بعضی موقع که به وبلاگها سر می زنم می بینم که مثلا" قسمت لینکها سرجاشه ولی قسمت مربوط به پستها رفته پایین و من فکر می کردم که احتمالا" قالب وبلاگ یا سایت درست نباشه که صفحه سایت رو بالا و پایین و به هم ریخته می بینم ، گو اینکه همین بلا سر خودم اومد ، از قضا چند وقتی بود که این موضوع اعصابم رو ریخته بود به هم و هر کاری می کردم قسمت پستها بر نمی گشت سرجاش و به اصلاح صفحه ام به هم ریخته بود نمی دونم دوستانی که اینجا رو می خوندند این صفحه رو چه طوری می بینند ؟! بعد یادم اومد چندی پیش اینترنت اکسپلورر 8 ریخته بودم و خیر سرم اکسپلورر 7 رو آپگرید کرده بودم هر کاری می کردم و تو قالب دست کاری می کردم و دستور Padding و div رو تغییر می دادم هم نتیجه نداد و خلاصه نتونستم درستش کنم این طور شد که دوباره اومدم 8 رو پاک کردم و اینترنت اکسپلورر 7 رو ریختم که همه چی برگشت سرجاش ، ضمنا تو فایرفاکس هم همین مشکل رو داشتم ، بررسی هایی که کردم اینطور بود که ورژن جدید اینترنت اکسپلورر احتمالا" به دستور div حساسیت داره و صفحه رو به هم می ریزه و من فعلا" ترجیح دادم از اینترنت اکسپلورر 7 استفاده کنم تا بالاخره یا کسی پیدا بشه گره از کار ما باز کنه یا خودم یه جوری راهش رو پیدا کنم پس شما هم اگر این صفحه و خیلی صفحات دیگر در اینترنت رو درست نمی بینید باید به مرورگرتون هم توجه داشته باشید .
برچسبها: کامپیوتر
به روز نکردن وبلاگ هزار و یک دلیل می تونه داشته باشه که من به خاطر همون یک دلیلش که نداشتن وقته و از قضا مهمترینش هست از قافله وبلاگستان عقب موندم !
برچسبها: شخصی
به ارتباط مابین اعداد با یکدیگر و ارتباط آنها با زندگی انسانها اعتقاد خاصی دارم اصولا" توجه زیادی به اعداد می کنم به شماره شناسنامه ها به شماره پلاک خونه ها به شماره پلاک ماشینها به روزها و ماههای تولد و مرگ و اتفاقات و مناسبتهای خاص در زندگی و تاریخ های در پیش رو به همین تاریخ میلادی و تاریخ 8/8/88 در پیش رو و به سرنوشتی که به نوعی به همین اعداد ساده گره خورده است .
پ . ن : مبدل تاریخ میلادی به شمسی وبلاگ هم روی این تاریخ خطا داده !! بهر حال امروز 18 شهریور 1388 هست و من کماکان در انتظار عددی تاریخ ساز برای جامعه سبزمان هستم .
برچسبها: شخصی
برچسبها: سیاسی
نکته ای که سبب شد علی رغم تمام بی تمایلی برای نوشتن ، چند سطری را برای حداقل خالی شدن از آنچه آزارم می دهد بنویسم تبلیغات گسترده برای حضور جومونگ در ایران به دعوت شرکت ال جی ، مصاحبه و بیلبوردهای تبلیغاتی که شرکت ال جی در نقاط شهر نصب کرده ، است از این جهت به خود می بالم که هیچ یک از قسمتهای این سریال را تماشا نکردم و پابند دل مشغولی هایی که صدا و سیما برای مردم ایجاد کرده نشدم و در عین حال برای کسانی که همچون کودکان ناآگاه در ساعات پخش این سریال چهارچشمی چشم بر این رسانه دروغ و فریب می دوزند تاسف می خورم برای من صدا و سیما کماکان حکم منفورترین رسانه ای را دارد که با پول ملت به تریبون کودتاگران تبدیل شده ، این تحریم تا آنجا که می دانم همراهان زیادی در بین مردم دارد و شامل تمام برنامه های تلویزیونی و تمام شبکه های صدا و سیما می شود از جمله سریال هایی که هر سال در ماه رمضان به صورت مناسبتی پخش می شود نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود صدا و سیما تریبونی شده که این افراد چشم تنگ هم در پشت میکروفن های رنگارنگ آن جولان می دهند اما ما مردم هیچ سهمی از آن نداریم و تاسف از اینکه این ناآگاهی تا چه زمانی می خواهد تیشه بر ریشه مان بزند ؟! حتی اگر از جنبه هنری هم بخواهیم به موضوع نگاه کنیم ما صد ها هنرمند داریم که از لحاظ هنر و ظاهر هزاران بار بر امثال جومونگ برتری دارند اما هیچ گاه چنین برنامه هایی برای آنها ترتیب داده نمی شود ! دیگر مثل چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است معنای خود را از دست داده است اما مردم باید این چراغ را به خانه مان برگردانند .
پ . ن : شرکت ال جی حتما" فکر می کنه که لطف بزرگی در حق مردم ایران کرده و این امر فروشش رو چندین برابر می کنه و جومونگ هم در دلش به حماقت هوادرانش می خنده و احساس غرور می کنه اما زهی خیال باطل .
برچسبها: سیاسی, هنری و فیلم
برچسبها: سیاسی
من که هنوز گیجم ! حالم گرفته است ، حوصله کار کردن ندارم یعنی اصلا" حوصله هیچ کاری رو ندارم بعد از انتخابات حالم از هر چی روزنامه هست به هم می خوره ، روزنامه همشهری رو هم که می خوندم گذاشتم کنار هیچ یک از کانالهای صدا و سیما رو نگاه نمی کنم نوعی آلرژی به فضای جامعه پیدا کردم ، مثل خیلی آدمهای دیگه هنوز بهت زده ام و همینطور سرخورده ! اس ام اس ها هم که دو روزه راه افتاده چندش آوره چه شور و حالی با این اس ام اس ها منتقل می شد چه پیام رسانی و جوک هایی که شب و روز می اومد اما دیگه هیچ چیزی لطف قبل از انتخابات رو نداره الله اکبر هنوز تک و توک شنیده می شه ولی خیلی کم شده، جو خیلی سنگینه ! حالم از این دنیای کثیف بهم می خوره لعنت به این قدرت و سیاست ...
پ . ن : ولی ناامید نیستم .
برچسبها: سیاسی
عده ای فکر می کنند به همین سادگی می توان به شعور جوانان ایرانی توهین کرد بدون اینکه پاسخی شنید اما ملت ایران در آستانه انقلابی دیگر هستند !
برچسبها: سیاسی
برای همسو شدن با یک ریتم خاص مخالف حرکت مردم حتی می توان نام وی - او - ای و مجری بی ذوق و محافظه کار و خروس بی محلی مثل جمشید چالنگی داشت و تا حدی پیش رفت که بیننده از قطع کردن سخنان مکرر میهمانان برنامه و مزه پرانی های بی موقع مجری به ستوه آمده و سیاست خبرگزاری مهمترین مخالف سیاسی ایران را در همسویی با طیف مخالف مردم تعبیر کند ، به کرات دیده شده که در برنامه تفسیر خبر مجریان مجال صحبت را در وقت کوتاهی که به میهمانان داده شده با صحبتهای بی مورد و به ظاهر برای اداره کردن برنامه از میهمانان برنامه ربوده و اطلاعات نداشته خود را به رخ آنها می کشاند و از آن سو اجازه ادامه بحث را به میهمانان نمی دهند و هر جا که سخنی در مخالفت با شخص خاصی از مسئولین یا جمهوری اسلامی یا اعلام خبری از سوی میهمانان برنامه بر ضد نظام اسلامی می شود موضع گرفته ، که به بیننده القا می شود مجریان و در واقع شبکه VOA بیشتر از اینکه به اعلام نظرات مخالف و مواردی که قابل انتقال از طریق رسانه های داخل ایران نیست بپردازند به عنوان وکیل مدافع جمهوری اسلامی عمل می کنند ، و مرتبا" عنوان می شود که : حق برای کسانی که اسم آنها در این برنامه برده شده برای دفاع محفوظ است در حالیکه هر یک از میهمانان دعوت شده مسئولیت صحبتهایشان را عهده دار بوده و ادعایی در خصوص اینکه نظر آنها نظر صدای آمریکاست ندارند ! پیشنهاد این است که VOA تکلیف خود را یک بار و برای همیشه در برنامه هایش مشخص کند گرچه دیگر همه ، موضع این به اصطلاح خبرگزاری را دریافته اند و به عنوان یک بیننده از اشخاصی مانند علیرضا نوریزاده و محسن سازگارا و احمد باطبی و ناصر محمدی و دکتر سبحانی و ابی ، داریوش ، گوگوش ، محسن مخملباف و دیگر هنرمندان ، گزارشگران و روزنامه نگاران و خبرنگاران و اشخاص صاحبنامی که از داخل ایران با صدای آمریکا در تماس هستند ، انتظار می رود در مقابل این رویه ناهنجار صدای آمریکا واکنش نشان داده و نگران از دست دادن تریبونی که به تریبون جمهوری اسلامی تبدیل شده نباشند که صدای آمریکا نیز در صورت از دست دادن این اشخاص برنامه های با محتوایش را از دست خواهد داد و منزوی تر از گذشته خواهد گردید این رویه در آخرین برنامه تفسیر خبر با کارگردان صاحب نام ایرانی محسن مخملباف به وضوح مشهود است .
مصاحبه مخملباف با صدای آمریکا : تکنیکهای سینمایی بخشی از دروغهایی بود که در فیلمهای مناظراتی احمدینژاد به کار گرفته شد ، من به عنوان یک سینماگر میگویم که نه فقط در کلام که در تکنیکها هم دروغ حرف اول را میزد مخملباف همچنین احمدینژاد را به خاطر به کارگیری تکنیکهای بازیگری در به کرسی نشاندن اظهارات نادرستش تحسین کرد عوامل صداو سیما با به کارگیری همه تکنیکهای سینمایی از جمله بازی با صدا و تاخیر در پخش فریمهای تصویری تلاش کردند احمدینژاد را قدرتمندتر از سایر کاندیداها نشان دهند ایشان گفتند : وقتی احمدینژاد حرف میزد، دوربین را جلو میبردند و میکروفن او به گونهای نصب شده بود که صدایش اکوی بیشتری داشته باشد. در حالیکه زمانی که موسوی سخن میگفت دوربین از پایین روی او زوم میشد و این در تکنیکهای سینمایی برای تضعیف سوژه استفاده میشود به علاوه اینکه میکروفن او هم به گونهای نصب شده بود که صدایش لرزش بیشتری داشته باشد و اکو هم به آن داده نشده بود مخملباف افزود: این اتفاق در مناظرات دیگر هم کمابیش رخ داد اینها همه تکنیکهایی بود برای اینکه رقبای احمدینژاد در مقابل او ضعیف جلوه داده شوند مخملباف همچنین واکنشهای مجری مناظرات و جملات جهتگیرانه او را نقد کرد و فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد را نیز کپی از فیلم تبلیغاتی هیتلر دانست ، محسن مخملباف در ادامه سخنانش انتخابات ایران را به آمدن اوباما و پیدا شدن امید میان سیاهها تشبیه کرد و خطاب به همه آنانی که در جمهوری اسلامی غیرخودی محسوب میشوند گفت: غیرخودیها در جامعه ایران مثل سیاههای آمریکا هستند پس ای سیاههای ایران ! ای دخترانی که توی سرتان میزنند، ای پسرانی که از دانشگاه بیرونتان میاندازند، ای استادانی که اجازه درس دادن را از شما گرفتهاند، ای همه کسانی که غیرخودی محسوب میشوید، فردا به خودی شدن خودتان رای دهید و سیاهی دروغ را با سبزی صداقت روشن کنید محسن مخملباف خطاب به مردم ایران که نگران سلامت انتخابات هستند، از رهبر ایران درخواست کرد در مملکتی که همه چیز با فتوی اداره میشود فتوایی برای حرام کردن تقلب در ایران بدهند که آن عده محدود هم از این گناه شرعی دست بردارند وی ضمن تمجید از محسن رضایی و مهدی کروبی، میرحسین موسوی را انتخاب نخست مردم در این دوره دانست. او حتی پیشبینی کرد که روزی محسن رضایی هم به مقام ریاست جمهوری خواهد رسید اما شاید مهمترین نکته و طنز ظریف مخملباف متوجه شخص احمدینژاد بود که او را هنرپیشهای قابل معرفی کرد که میتواند در هر نقشی فرو رود او همچنین به ترفندهای سینمایی مناظرههای تلویزیونی تاخت و آنها را در جهت جذابتر کردن اتوریته احمدینژاد توصیف کرد همچنین با ذکر خاطرهای از رهبر انقلاب، یادآور شد که زمانی که 13 سال داشته است پای سخنان وی میرفته و در آن زمان وی مردم را به قیام در برابر ظالم زورگو دعوت میکرده ! حدیثی که امروز دیگر آن را نمیخواند و حتی اجازه نمیدهد تا مردم نسبت به سیاستهای احمدی نژاد اعتراض کند در انتها مخملباف گفت، سعدی به ما میگوید: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است؛ با دوستان مروت با دشمنان مدارااما اگر احمدینژاد دوباره رای بیاورد باید ما با سعدی خداحافظی کنیم. زیرا احمدینژاد نه با دوستانش مروت کرده و نا با دشمنانش مدارا او گفت: تختی هرگز حاضر نشد در رقابت با کشتی گیر روس، دست بر روی کتف زخمی وی بگذارد. در صورتی که احمدینژاد هیچ یک از اصول جوانمردی را در مناظرههایش رعایت نکرد.
برچسبها: سیاسی
شوری بود ! دوم خرداد را می گویم روزی که مردی آمد با عمامه سیاه ، عبای کرم و لبهایی خندان و شعارهایی که حکایت از تغییر داشت ، وعده هایی که نمودی از جامعه مدنی را نوید می داد ! بحثهای شیرین و دلنشین ، آزادی بیان ، گفتگوی تمدنها و ... بیست میلیون نفر به او رای دادند ، چهارسال سپری شد ، از حق هم نباید گذشت که حداقل امکانات را برای مردم فراهم کرد اما وعده هایش سرانجامی نداشت مردم سردرگریبان با این که نتیجه ای ندیدند یک بار دیگر به او فرصت دادند تا چهار سال دیگر زمام دولت را در دست بگیرد شاید برای اینکه انتخاب دیگری هم نداشتند ولی او هیچگاه از اعتمادی که مردم به او کردند استفاده نکرد به بیست میلیون نفری که پشتوانه او برای بهبود وضع بودند و لشکری که اگر موانع را با آنها در میان می گذاشت پشت او می ایستادند تا جامعه مدنی که وعده اش را داده بود تحقق یابد . اما او نخواست یا نگذاشتند ! بماند ، اتفاقات تلخی در زمان ریاست جمهوریش به منصه ظهور رسید که مهمترین آن قتلهای زنجیره ای و بستن روزنامه ها و حمله به کوی دانشگاه و سکوت معناداری که حکایت از تلخی ای در پس آن خنده های شیرین بود روزهای آخر هم که می رفت با بیست میلیون قلبی که هشت سال به آنها امید برای تغییر داده بود وداع کرد و تنها به این جمله بسنده کرد که رییس جمهور در ایران تدارکاتچی بیش نیست .
برای اخراجی های اول روانه سینما شدم کارگردانش مسعود ده نمکی بود اما غافل از اینکه او همانی بود که حمله به کوی دانشگاه و پرت کردن دانشجویان به پایین ساختمان از سوابق او بود تنها به اعتبار بازیگران صاحب نامش به دیدن این فیلم رفتم گرچه بعدا" دوستانی سرزنش کردند که چرا ؟ اما اخراجی های دو که آمد و رکورد فیلمهای اکران شده سینماهای ایران را در کنار فیلمهای معناداری مثل سوپراستار شکست هرگز به خودم اجازه دیدن این فیلم را ندادم چون دیدن این فیلم را دادن اعتبار به شخصی مانند ده نمکی می دانستم که سوابق درخشانش زبانزد خاص و عام است مقاله ای در روزنامه همشهری چهارشنبه 4/3/88 بود که سینمای معناگرا را در مقابل فیلمهای لوده و لمپن مآبانه کمیاب توصیف می کرد و اکران فیلم درباره الی را بازگشت به سینمای با مفهوم قلمداد می کرد نکته دیگر در این فیلم حمایت از گلشیفته ایران است که امید می رود با حمایت از این فیلم مردم بار دیگر شعور اجتماعی شان را به اثبات برسانند .
اما ربط این دو پاراگراف به هم به حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این دوره از انتخابات بر می گردد مردم از حضور آخرین نخست وزیر ایران ظاهرا" خاطرات خوشی دارند دورانی که میرحسین با یارانه و کوپن و با توجه به تحریم های همه جانبه بر تورم غلبه کرد و ارزانی تا حدودی حاکم بود گرچه به کشتار سال 67 خاوران و قیچی کردن و تراشیدن موی سر جوانان که در کارنامه او هست امروز توجهی نمی شود ( در سخنرانیها ایشان مسئولیت این کارها را از خود سلب کردند ! ) ، زهره کاظمی با نام جدید زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی هم بر این محبوبیت صحه می گذاشت تا این که با آمدن میرحسین به صحنه انتخابات خاتمی کنار رفت و شال سبزرنگی را برخلاف شال سفید با چهارخانه سیاه بر گردن میرحسین انداخت و از حضور در صحنه انتخابات به نفع میرسیدحسین کنار رفت ، همین رنگ سبز بهانه ای شد در دست دختران و پسران جوانی که به عنوان بازوبند ، مچبند و خلاصه هر چیز سبز رنگی که نماد میرحسین موسوی باشد به حمایت از او بپردازند غافل از اینکه در پشت پرده چه می گذرد و با شعارهای سبز نمی توان سبز شد و هنگامی که پس از شعار موعد عمل می رسد باز همان آش و همان کاسه است ، میرحسین و رفسنجانی و خامنه ای تنها بازماندگان حزب جمهوری اسلامی هستند که در انفجار مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند ! از آن طرف کروبی 72 ساله دارنده حزب و روزنامه اصلاح طلب اعتماد ملی به سبک خاتمی صحبت می کند البته لر بودن صراحت خاصی به صحبتهایش می دهد صحبتهایش از سایر کاندیداها شیرین تر است بسیج را فقط به دفاع از مرز و بوم محدود می کند نه کتک زدن مردم ، می خواهد گشت ارشاد را جمع کند ، ولی نمی خواهد تدارکاتچی دوم باشد ، صحبتهایش هم طوری است که آب از دهان هر انتخابگری راه می افتد بهر حال منظور این است این دو آمده اند تا تنور انتخابات گرم شود و احتمالا" اگر موقعیت اقتضا کند تدارکاتچی دو همانند اخراجی های دو به صحنه قدم بگذارد البته اگر احمدی نژاد دوباره از تخم مرغ شانسی آن هم با حرکتی خود جوش بیرون نیاید یا اتفاقی که اصلا" انتظارش را نداشته باشیم و آن انتخاب محسن رضایی است ، به وقوع نپیوندد .
از ظاهر قضیه پیداست مردم به این نتیجه رسیده اند که هر کسی رییس جمهور ایران باشد بهتر است تا احمدی نژاد چهار سال دیگر ، برای همین یا با تفکر انتخاب بد از میان بدترها ، یا بدون هیچ تفکری رای هایشان را به صندوق خواهند ریخت عده ای مردم را تشویق به شرکت در انتخابات می کنند فقط برای اینکه احمدی نژاد نباشد و با این نظر که در آراء بالا امکان تقلب کمتر می شود و عده ای رای ندادن را بهتر از رای دادن می دانند چون می گویند رییس جمهور قبلا " انتخاب شده است ! عده ای اصلا" حکومت را حکومت ولایت مطلقه فقیه می دانند و معنای جمهوری و رییس جمهوری را از بیخ رد می کنند .
اس ام اس های روز : 1- به فرموده ... در سال اصلاح الگوی مصرف بهترین رییس جمهور همین بی مصرف است 2- با رای به موسوی : صداقت آری – دروغ نه ! تامین اجتماعی آری – گداپروری نه ! عزت ملی آری – ماجراجویی نه ! شایسته سالاری آری – باجناق سالاری نه ! صاحب سرمایه و سواد آری – وزیر میلیاردی و مدرک جعلی نه ! ( لطفا" به 10 نفر بفرستید اگر او " موسوی " رسانه ندارد ما رسانه اش باشیم ! 3- " به میرحسین موسوی رای دهید " این اس ام اس را به 10 نفر بفرستید حتما امشب خواب خاتمی را خواهید دید ، یک نفر بی توجهی کرد خواب احمدی نژاد را دید ! 4- ستاد انتخابات کشور اعلام کرد در برگه های رای نوشتن کلمات میمون ، وطن فروش ، پدر سگ ، بی شرف ، پفیوز و ... به نفع یکی از کاندیداها شمارش خواهد شد ! 5- یکی می گفت رییس جمهور محسن کروبی نژاد موسوی می شود ! 6- عمو آمار باف ؟ بله – دروغاتو خوب بافتی ؟ بله – به ملت انداختی ؟ بله – عمو اومده چی چی رو برده ؟ شرم و حیا ! با صدای چی ؟ بگم بگم ! 7- امروز احمدی نژاد آمده بود شهریار ، هنگام عبور پیرزنی از میان جمعیت فریاد زد : اسگل اسگل ! احمدی نژاد شنید ، ایستاد و گفت : ببینید کیست مرا با نام کنعانیم صدا می کند ! 8- دیشب احمدی نژاد خطاب به محسن رضایی : بگم کی حسین فهمیده رو هل داد زیر تانک بگم ؟ بگم ؟ 9- محمود سبزی فروش ؟ بله – تربچه داری ؟ بله – سیب زمینی داری ؟ بله – داری کم می یاری ؟ بله – ناموس می یاری ؟ بله ! 10-احمدی نژاد روز قیامت : خدایا من به تو علاقه مندم اما این جا یه پرونده هست مربوط به خانمی به نام مریم مقدس بگم ؟ بگم ؟ 11- پرچم ایران بین کاندیداهای ریاست جمهوری تقسیم شد سبز : موسوی سفید : کروبی قرمز : رضایی بنا به کمبود رنگ دسته پرچم به احمدی نژاد رسید ! 12- احمدی نژاد گفت : ما بازی در برابر کره شمالی رو 2 بر صفر بردیم همه دنیا دیدند ، ملت ایران هم دیدند ، سندش هم تو سازمان تربیت بدنی موجود است من نمی دونم شما این اطلاعات غلط رو از کجا می یارید ! 13- در پی آمارهای احمدی نژاد مردم سویس خواهان مهاجرت به ایران شدند ! 14- چنین گفت کوروش به محمود مشنگ ، که ای چشم و ابرو و کاپشن قشنگ - که از شرم گفتار و کردار تو ، جهان بر همه پارسیان گشته تنگ --- بسی رنج دادم در این چهار سال ، وطن را بکردم همه ریدمان – محال است آبادی سرزمین ، به کردار ثابت نمودم من این – گرم بار دیگر کنید انتخاب ، برینم به کلی به این انقلاب (محمودنامه) 15- هشدار کروبی به احمدی نژاد : عکس زنم رو بیاری عکس مادرتو می یارم ! 16- احمدی نژاد چهار سال بعد : آقای خامنه ای من به شما خیلی علاقه مندم ولی یه چیزی بگم ؟ نه بگم ؟ بگم چه جوری آیت اله شدید ؟ چه جوری مدرک اجتهاد گرفتید ؟ 17- در پی استعمال مواد توهم زا احمدی نژاد موسوی را سه نفر دید ! 18- احمدی نژاد خطاب به موسوی : یادته دو سالت بود تو جات جیش می کردی بگم ؟ بگم ؟ 19- بزرگراه شهید احمدی نژاد به زودی توسط رفسنجانی افتتاح می گردد 20- نصب پلاکاردهای ارتحال امام آغاز شد از هموطنان آذری عاجزانه تقاضا می شود به امام رای ندهند ! 21- دستور زبان انتخابات : من رای نمی دهم ، تو رای نمی دهی ، او رای می آورد ، پس من رای می دهم تو رای می دهی تا او رای نیاورد ! 22- در پیش تو شوره زار کم آورده ، بر سر و قامتت چنار کم آورده – در عزم دروغ گفتنت ای محمود ، پینوکیو هم دماغ کم آورده 23- گرگها خوب بدانند ، در این ایل غریب / گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز / گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند ، توی گهواره چوبی پسری هست هنوز / آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان / دل دریایی و چشمان تری هست هنوز ... " دکتر زهرا رهنورد " 24- بعد از مناظره موسوی و احمدی نژاد یک هاله زرد رنگ اطراف شلوار احمدی نژاد دیده شد 25- به موسوی می گن : چرا این همه می گی چیز ؟ می گه : از چی توز که بهتره ! ( میمونک چی توز ) 26- احمدی نژاد : می گم هاله نور دیدم میگید عوام فریبی کردی میگم می خواستند منو بدزدند میگید دروغ گفتی فردا که فرشته ها برام تو صندوق رای بریزند حتما" میگید تقلب کردی ! 27 - بیست و دوم خرداد روز پیروزی (( چیز )) بر (( بی همه چیز )) پیشاپیش مبارک باد ! 28 - رفسنجانی : امام مرد گفتند : کار توئه احمد آقا مرد گفتند کار توئه ، از الان بگم احمدی نژاد سرطان داره !
برچسبها: سیاسی