<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://draft.blogger.com/navbar/7895323?origin\x3dhttp://hamsaafar.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>




Previous Posts


Links

Favorite Links

Archives

Support By


همسفر

شنبه، 8 دی 1386
بی نظیر بوتو

وقتی می دیدمش شجاعتش رو تحسین می کردم ، اینکه یک زن در دنیای مردها اونهم از نوع اسلامی اش قد علم کرده و یک تنه در برابر گرفتن مطالبات مردمش و برقراری دمکراسی می جنگه و حس مقاومت رو در مردم زنده نگه می داره برایم جالب توجه بود از خبر ترورش هم خیلی ناراحت شدم ، دیروز که خبر کشته شدنش رو به دست اسلام گراهای افراطی در سی ان ان شنیدم تاسف خوردم تمام شبکه های خبری دیروز و امروز از این فاجعه گزارش می دادند ، اما شبکه های خبری ایران تنها به عنوان خبر و گزارش کوتاهی بسنده کردند به هر حال عده ای قلیل هستند که تنها مرگ می تواند آنها را از تلاش برای بهبود وضع جامعه بازدارد که بی نظیر بوتو از آن جمله بود . دیشب رفتیم میلاد نور برای خرید شلوار جین قیمتها از 50 هزار تومان پایین تر نبود طبق معمول جلوی در ورودی آنی تقاضای ذرت مکزیکی کرد و کمی آنطرف تر دکه ای درست کرده بودند و در آن کیک کرم دار با از این دستگاههای مکانیزه می پختند و فروشنده می گفت این کیک کرمدار از صنایع غذایی کره جنوبی است البته زیاد خوشمزه نبود شاید هم به مذاق من خوش نیومد پک 16 تاییش را می داد 2500 تومن ، در گوشه کنار دیگر هم باقلوا استانبولی دنیز و اسنک و محصولات ژیلت و ام پی تری پلیر و ... غرفه داشتند ، میلاد نور جای سوزن انداختن نبود از بس که شلوغ بود و البته تهران به این بزرگی و یک مرکز خرید گرم و نرم فعلا" بهتر از هر تفریح دیگری برای مردم مفرح هست جالب اینکه اکثرا" خرید هم نمی کردند و فقط پیاده روی می کردند .

ترکیه که بودیم برای اینکه آنی کوچولو سرگرم بشه مادربزرگ و پدربزرگ براش توتک خریده بودند و کارتی رو هم که تو محصولاتش هست رو پست کرده بودند تا اینکه دو روز پیش نامه ای از طرف توتک برای آنی اومد و توش نوشته بود که می تونه از بولینگ عبدو پل صدر با چهل درصد تخفیف استفاده کنه ما هم سریع بردیمش و حالی به حولی برد و یک ساعت اونجا مشغول بود .

از بس که چشممون پارسال ترسیده بود و آنی سه ماه زمستون رو سرماخورده بود فعلا مهدش رو تعطیل کردیم و آنی از صبح تا شب در حال پرسه زدن تو خونه اس ، با عروسکهاش بازی می کنه ، کارتون می بینه و خونه رو به هم می ریزه البته تازگیها یاد گرفته بعضی موقع اتاقش رو تمیز هم می کنه و این تمیز کردن مخصوص خودشه به این صورت که همه وسائلش رو یک گوشه اتاقش رو هم تلنبار می کنه و می گه بابا بیا ببین من اتاقم رو تمیز کردم .

اومدن افشین از کانادا سبب خیر شد تا دوستان دوره سربازی یعنی علیرضا و من و افشین خونه پدرام اینا دور هم جمع بشیم و شراره خانم هم حسابی تو زحمت بیفته ، نوت بوک علیرضا هم که تازه خریده بود سوژه اصلی مون بود که سه ساعت باهاش مشغول بود و آخرش هم این عکسهای آنتالیا رو برای بنده کپی نکرد تا هنوز هم نتونم به قولم که داده بودم برای گذاشتن عکسها تو وب عمل کنم ضمنا پدرام هم بزنم به تخته برای خودش گل پسری شده بود .

بدون شرح

Labels:

دوشنبه، 19 آذر 1386
حقیقتِ مجاز

یه زمانی که به وبلاگها سر می زدم و خاطرات روزمره شان را می خواندم به این فکر می کردم که اینها چرا مسائل شخصی شان را با دیگران مطرح می کنند و چرا اینها باید به نظر من جالب بیاد ؟ حتی گاهی اوقات هم سرزنششان می کردم ! اما حالا می بینم این اشتراک طرز زندگی با دیگران و رفتار و مسائل اجتماعی به نوعی به تخلیه عقده های درونی آدم کمک می کنه ، اینکه می بینی در این دنیای مجاز که عین حقیقته کسانی هستند که نوشته هایتان را می خوانند و ابراز عقیده می کنند ، دلداری می دهند و همدردی می کنند و به نوعی به رفع تنهایی تان کمک می کنند جای بسی خوشوقتی است . √ تنهایی آدمها خیلی بزرگ است این حسی است که ممکنه در اوج خوشبختی هم به سراغ آدم بیاد ، این احساس شاید بزرگترین نعمت هم باشه ، که بعضی با همین تنهایی به درجات بالائی رسیده اند ! √ یه زمانی خیلی به سیاست فکر می کردم اما الان وقتی بهش فکر می کنم سردرد می گیرم من هم باید مثل آن دوست به افتادن سیب و جاذبه زمین دلخوش باشم . √ توفیق اجباری رو هنوز ندیدم ولی توفیق اجباری دارم تا کارتون های زیادی رو ببینم مثل مزرعه حیوانات و گربه های اشرافی و مرد عنکبوتی 3 و سفید برفی و سیندرلا و ... √ بنابر احتیاج درگیر خواندن قوانین هستم گرچه حافظه بدی ندارم اما وقتی به این کلمات عربی بی سر و ته بر می خورم ... گیجه می گیرم جالبه که بدونید بعد از سالها که واحد پول ریال شده هنوز تو قوانین از دینار و نخود و ... صحبت به میان می آد ، نمی دونم نمایندگان مجلس برای اصلاح قوانین چرا وقت نمی گذارند ؟ √ تا حالا دیدید آدم بزنه به موتور ؟ برای من هم عجیب بود ! وقتی زد موتور سوار پرت شد پایین ( نکته رو گرفتید ؟ ) √ تو اخبار 20:30 دیروز سه مدل دانشجو نشون دادند که به مناسبت روز دانشجو تجمع کرده بودند : 1- عده ای بودند دختر و پسر جلوی دانشگاه تهران جداگانه دست هم رو گرفته بودند و شعار نبودن آزادی بیان را می دادند که از آنها به عنوان دانشجو نما نام می بردند 2- عده ای دیگر جلوی قوه قضاییه از عناصر ذکور که چفیه و سربند سبز داشتند که معمولا" دانشجویان واقعی هستند 3- عده ای هم به سخنرانی حداد عادل در دانشگاه شریف گوش می دادند و مثل بچه آدم نشسته بودند . √ فکر می کنید چیزی به نام طنز و فیلم کمدی در کشور ما وجود داره ؟ حالا عده ای جمع شده اند و برایش جشن می گیرند به نظر من که واقعا " مسخره اس ! همین گل آقا وقتی فوت کرد یادتونه که چه القاب و چه به به و چه چه ای براش راه انداختند ؟ من منکر هنر کسی نیستم ولی فکر می کنم طنز و شعر و کلا" هنر وقتی بدرد می خوره که در خدمت ملت باشه نه حکومت ! اینها همش در جهت پیشبرد اهداف خاصی کار می کنند ! فکر می کنید واقعا" کسی هست که در این مملکت شما را از ته دل بخندونه ؟؟ حتما می گید احمدی نژاد ! به نظر من در این جشن باید قبل از هر چیز از ایشان تقدیر می شد ! √ کسی می تونه تو خرید نوت بوک کمکم کنه ؟ چه مدلی و چه مارکی با قیمت مناسب ؟

Labels:

پنج شنبه، 15 آذر 1386
ایرانستان

با اعلان این که ایران از سال 2003 ساخت سلاح اتمی را متوقف کرده یا اقدامی برای ساخت بمب اتمی انجام نداده اونهم توسط بوش رییس جمهور آمریکا آرزوهای خیلی ها به رویا تبدیل و آب سردی بر آتش داغ آزادی طلبی ریخته شد ! √ بر حسب تصادف با شخص مطلعی برخورد کردم که استدلال های جالبی از وقایع اجتماعی داشت و هر واقعه ای را به میوه درخت تشبیه می کرد و می گفت : میوه که رسید هرچقدر هم که تمام عوامل دست به دست هم بدهند تا اون رو روی شاخه نگه دارند قادر نخواهند بود . √ این روزها گشت ارشاد فعالیت چشمگیری رو شروع کرده و داره به غربال کردن آحاد جامعه می پردازه ! می بینید بعضی ها چه شغل سخت و حساسی دارند ؟! √ بعضی آدمها رو می بینم که عده ای رو دور خودشون جمع کردن و اون عده هم مثل سگ براشون پارس می کنن و با یک تیکه استخوان ( برگ سبز ) دمشون رو برای ارباب تکون می دن و من به این فکر می کنم که شرافت انسان تا چه حد ممکن است سقوط کند ! √ همیشه به شرافت آدمهایی که پول نمی تونه حیثیتشون رو لکه دار کنه افتخار می کنم !

√ از قول یکی از امامان گفته اند : اگر در یک قبرستان سینه اموات را بشکافند در سینه بیشترشان حسرت و آرزوهای دست نیافتنی است !! √ عادتمان داده بودند به صف ! کم کم داشت این عادت از سرمان می رفت که بنزین رو سهمیه بندی کردند ، تا یادمان باشد عادتمان را هیچ وقت ترک نکنیم که ترک عادت موجب مرض است . √ سهمیه بنزین رو که دادند گفتند 500 لیتر هر 6 ماه بعد 100 لیتر سفر دادند خیلی ها خوشحال شدند حالا که قصد دارند بیشترش کنند عده ای ذوق مرگ شده اند ، ببینید مردم ما چطوری خوشحال می شوند ؟ ! ( به مرگمان می گیرند تا به تب راضی شویم ) ... √ ترانه << گلبانو>> با صدای ستار ...

Labels:


Referring Sites

referer referrer referers referrers http_referer
©2004-2012 Hamsaafar - Weblog - All Rights Reserved